تبليغاتX
چتری برای فردا






چتری برای فردا
گاهی در زنگی پیشامد رخ میدهد که باور کردنی نیستند.پس بهتر است انهارا یک رویا دیدو بس.(م.مودب پور)







http://www.negahak.com/album/fun/image_gallery.jpeg

روزی از یک ریاضیدان نظرش را در باره انسانیت پرسیدند ، در جواب گفت :

اگر زن یا مرد دارای ادب و اخلاق باشند : نمره یک میدهیم 1

اگر دارای زیبائی هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم : 10

اگر پول هم داشته باشند 2 تا صفرجلوی عددیک میگذاریم : 100

اگردارای اصل ونسب هم باشند 3 تا صفرجلوی عدد یک میگذاریم : 1000

ولی اگر زمانی عدد 1 رفت ( اخلاق )؛ چیزی به جز صفر باقی نمیماند ، 000

صفر هم به تنهائی هیچ است و با آن انسان هیچ ارزشی ندارد
و این یادآور کلام حکیم ارد بزرگ است که می گوید : نخستین گام در راه پیروزی ، آموختن ادب است و نکو داشت دیگران .

soroor.6:30 PM.شنبه 5 آذر1390


 

 

اي بر سر بالينم، افسانه سرا دريا !

افسانه عمري تو، باري به سرآ دريا .

***

اي اشك شبانگاهت، آئينه صد اندوه،

وي ناله شبگيرت، آهنگ عزا دريا .

***

با كوكبه خورشيد، در پاي تو مي ميرم

بردار به بالينم ، دستي به دعا دريا !

***

امواج تو، نعشم را افكنده درين ساحل،

درياب مرا، دريا؛ درياب مرا، دريا .

***

ز آن گمشدگان آخر با من سخني سر كن،

تا همچو شفق بارم خون از مژه ها دريا .

***

چون من همه آشوبي، در فتنه اين توفان،

اي هستي ما يكسر آشوب و بلا دريا !

***

با زمزمه باران در پيش تو مي گريم،

چون چنگ هزار آوا پر شور و نوا دريا !

***

تنهائي و تاريكي آغاز كدورت هاست،

خوش وقت سحر خيزان و آن صبح و صفا دريا .

***

بردار و ببر دريا، اين پيكر بي جان را

بر سينه گردابي بسپار و بيا دريا .

***

تو، مادر بي خوابي. من كودك بي آرام

لالائي خود سر كن از بهر خدا دريا .

***

دور از خس وخاكم كن، موجي زن و پاكم كن

وين قصه مگو با كس، كي بود و كجا ؟ دريا !

 

بی تو دریای دلم را آتش می زنم

 

 

به دريا نگاه کن و دريايي عمل کن


به سخاوتمندي او نگاه کن، به آن دوردست‌ها، به آن‌جا که خورشيد -سرچشمه‌ي انرژي
الهي- خود را به نيمه‌ي ديگر زندگي رخ‌مي‌نماياند تا عدالتش در تابيدن رعايت شود.

محکم بايست و با چشماني سرشار از کنجکاوي و محبت به دريا نگاه کن، هر آن‌چه که در خود مي‌جويي را در گستره‌ي پرتلاطم دريا خواهي يافت

او هرچه دارد، از خويشتنِ خويش دارد؛ آرامش را، موج پرقدرت را و هر آن‌چه که
مي‌خواهد داشته باشد، از خود دارد.

او آن‌قدر به توان خويش، پاي‌بند است که با
دستان مهربان و بامحبت خويش، موجي مي‌سازد سرکش و جسور اما از جنس خويش، خوب که به دريايِ بي‌کران بنگري، همين درياي به‌ظاهر آرام، چيزهايي در خود نهفته دارد که
بسياري از آدم‌ها آن را مدت‌هاست در خويشتن خويش يا گم کرده‌اند و يا به فراموشي
سپرده‌اند

 به دريا نگاه کن و به دريا بينديش تا آن‌جا که جزئي از دريا شوي
خود را نه در کنار او و نه بر پهنه‌ي نيل گونش که با دريا حس کن، لابه‌لاي جريانات مبهم آبي دريا همراه او گاهي سر به اعماق تاريک و در عين حال شگفت‌‌انگيز و زيبايش بسپار و گاه با امواج از دريا جدا شو و به سوي آسمان پرواز کن؛ پروازي که از دريا جدايي‌ناپذير باشد؛

پايت بر آب‌هاي دريا و بال‌هايت گسترده در افق زيبا و باز هم جسورانه به دريا نگاه
کن.

حالا ديگر بايد خودت را جزئي از دريا بداني، آري اگر خوبِ خوب در خود غوطه‌ور شوي، مي‌بيني حالا خود تو هم دريايي، دريايي زيباتر از اين دريايي که تا به حال
نظاره‌گرش بودي، تو ديگر دريا شده‌اي؛ آبي‌تر، آرام‌تر، تو دريايي شده‌اي
آبي آرام، زيباي غرورانگيز، جسور مهربان، قدرتمندي بامعرفت و پرتلاطمي امن؛ تو ديگر
دريايي هستي آبي‌تر، سخاوتمندتر، قوي‌تر و زيباتر، هروقت خوب به خوبي‌هاي اطرافت
نگاه کني، خيلي بهتر از آن‌ها خواهي شد يعني مي‌بيني که تو هم داراي همه‌ي آن
خوبي‌هايي هستي که محو تماشاي‌شان مي‌باشي

. باور کن تو حالا از دريا هم درياتر
شده‌اي، دريايي که مي‌داند و مي‌بيند و مي‌فهمد که درياست.

دريايي که مي‌داند
زيباست، قدرتمند است، مفيد است، خلقتش بي‌عيب و نقص و هدفمند است، آمده‌ايم که دريا
باشيم با تمامي خوبي‌ها.
دريايي باشيد

 

 

soroor.12:59 PM.پنجشنبه 21 مهر1390